سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
100
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
چيزى ، اجتناب كنيد از آن ، وهرگاه كه امر كنم شما را به چيزى ، پس بجا آريد آن را به حسب استطاعت خود » . پس طعن بر عمر كه باعث اختلاف بود ، وبر متابعان عمر - كه خلاف حضرت پيغمبر خدا ( صلى الله عليه وآله ) در منع از دوات وقلم وقرطاس نمودند - متوجه باشد ، نه بر كساني كه مىگفتند كه : از اتيان دوات وقلم وقرطاس مانع نبايد شد . اما نياوردن أدوات كتابت ، پس أولا شهادت على النفي بلادليل است ، وعلى التسليم ، مجوزين را حاجت كتابت نبود ، كتابت براي همان كسان بود كه ارادههاى غصب خلافت داشتند ، واَتباع ضالّين شان ، وهرگاه ايشان از كتابت مانع آمدند ، وكلمات كفر بر زبان راندند ، وقول حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله ) را به جوى هم نخريدند ، وعمر كلمه : ( إن الرجل ليهجر ) بر زبان ناپاك خود آورد ، ‹ 383 › واَتباع أو قولش را تقديم بر قول حضرت رسول خدا ( صلى الله عليه وآله وسلم ) نمودند ، واز اين حالات شناعت سماتشان ظاهر شد كه به كمال وقاحت عزم بالجزم [ بر ] منع كتابت دارند ، وخوف بود كه كار به قتال وجدال رسانند ، از اين جهت اگر أدوات كتابت نياورده باشند ، هيچ طعنى بر ايشان لازم نمىآيد . اما آنچه گفته : نهايت كار آنكه عمر ديگران را باعث بر اين نافرمانى گرديد ، وديگران قبول حكم عمر كرده ، مخالفت حكم جناب رسول خدا